السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

380

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

بلكه منظور از « طاقت » آن قدرتى است كه توأم با مشقت و سختى باشد چنان كه در لسان العرب آمده است كه : « طوق » و « طاقت » به معناى بىنهايت سعى و كوشش و آخرين حدّ تحمل مشقات است ، يعنى آخرين حدى از هر كار و عملى را كه انسان مىتواند با مشقت انجام دهد « طوق » مىگويند ابن اثير و راغب نيز به همان معنى تصريح دارند . و اگر فرض كنيم كه معناى طاقت همان قدرت و امكان است ، لفظ « اطاقة » و « يطيقون » كه از آن مشتق مىباشد ، به معناى ايجاد وسعت و فراغ خواهد بود ، پس لابد موضوعى داراى ضيق و سختى بوده است كه به وسيله كسى وسعت و گشايش به آن داده شده است و اين عمل بدون به كار بردن غايت سعى و كوشش انجام‌پذير نيست . سيّد محمد رشيد رضا از استاد خود نقل مىكند كه عرب نمىگويد : « اطاق الشىء » مگر در موردى كه قدرت انسان بر انجام دادن آن فوق‌العاده ضعيف باشد ، به طورى كه در به پايان رساندن آن كار ، متحمل مشقت و ناراحتى شديد گردد . « 1 » خلاصه بنا بر آن چه گفته شد ، خلاصه معناى آيه چنين خواهد بود كه خداوند در آيه اول به وجوب عينى و عمومى بودن روزهء ماه رمضان حكم فرمود و آن را از مسافر و مريض ساقط نمود و رخصت داد كه پس از بهبودى و مراجعت از سفر اين فريضه را به جا بياورند ، سپس خواست در اين آيه نيز حكم ديگرى را براى صنف ديگرى از مردم بيان كند . اين صنف كسانى هستند كه نه مريضند و نه مسافر ولى افرادى هستند كه روزه گرفتن براى آنان توأم با مشقت و ناراحتى شديد است ، مانند پير فرتوت و كسانى كه به عارضه تشنگى مبتلا هستند و مريض‌هايى كه مرضشان تا ماه رمضان آينده امتداد پيدا مىكند ، در اين آيه وجوب روزه و قضاى آن از اين افراد برداشته شده و كفاره به جاى آن گذاشته شده است . بنابراين ، آيه‌اى كه روزه را در ايام معدودات ( ماه رمضان ) بر مؤمنان واجب مىكند و قضاى آن را بر مريض و مسافر واجب مىگرداند ، به روشنى مىرساند كه وجوب كفاره به افرادى متوجه است كه غير از اين دو صنف‌اند كه خود روزه به عنوان ادا و يا قضا براى آنان واجب بود و آن‌ها عبارتند از كسانى كه روزه گرفتن براى آنان مشقت بار است كه آن‌ها بايد به جاى روزه كفاره بپردازند .

--> ( 1 ) المنار ، 2 / 165 .